<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مشکوة</title>
    <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/</link>
    <description>مشکوة</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل &amp;laquo;عفو&amp;raquo; و &amp;laquo;گذشت از دیگران&amp;raquo; در اخلاق نقلی با تأکید بر مسئولیت‌پذیری اخلاقی</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_242738.html</link>
      <description>آموزه‌های اخلاق اسلامی بر پایۀ قرآن و سنت، اصولی همچون عفو، گذشت و صفح را برای استحکام پیوندهای اجتماعی توصیه کرده‌اند. این پژوهش با هدف تحلیل اخلاقی جایگاه عفو در اخلاق نقلی و با تمرکز بر مفهومِ &amp;amp;laquo;مسئولیت‌پذیری اخلاقیِ&amp;amp;raquo; آن صورت گرفته است. روش پژوهش توصیفی _ تحلیلی بوده است و داده‌ها با استناد به آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت(ع) و با بهره‌گیری از چهارچوب‌های هنجاریِ مطرح در فلسفۀ اخلاق بررسی شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهند که عفو در اخلاق اسلامی مطلق و بی‌قید نیست، بلکه متناسب با نوع رابطه و سطح کنش، مواضع و پیامدهای متفاوت دارد. مسئولیت‌پذیری اخلاقی در برابر مسائل اجتماعی، بسته به مواردی از جمله نوع انگیزه و شدت مخالفت، متفاوت است. در نگاه اخلاق نقلی، باید میان &amp;amp;laquo;عفو فردی&amp;amp;raquo; (ناظر به حقّ النفس) و &amp;amp;laquo;عفو حاکمیتی/اجتماعی&amp;amp;raquo; (ناظر به مصالح عامه) تمایز گذاشت. در تعارض این دو سطح، اولویت با مصلحت جمعی و عدالت است. دلایل هنجاریِ تکلیف به عفو نیز چندبُعدی است؛ گاه مبتنی بر مصلحت‌اندیشی نتیجه‌گرایانه (مانند تحکیم اخوت و ایجاد همزیستی) است، گاه ریشه در وظیفه‌گرایی دینی و حقوق دیگران دارد و گاه بر پرورش فضیلت‌های نفسانی استوار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نقش مرجّحات متنی و غیرمتنی در ترجیح وجوه اعرابی آیات قرآن کریم (مطالعه موردی آیاتی از سوره بقره)</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_242737.html</link>
      <description>اِعراب آیات قرآن کریم از مباحث بنیادین علوم قرآنی و نحو عربی است که همواره توجه مفسران و نحویان را به خود جلب کرده و آثار متعددی در این زمینه پدید آمده است. تعدد وجوه اعرابی در واژگان و عبارات قرآنی، که ناشی از تفاوت دیدگاه‌ها و ملاک‌های نحوی، تفسیری و زبانی است، موجب شکل‌گیری فرایند &amp;amp;laquo;ترجیح&amp;amp;raquo; بر اساس مرجّحات گوناگون شده است. با وجود اهمیت این مرجّحات، بررسی منسجم نقش و کارکرد آن‌ها در ترجیحات ارائه شده، کمتر به صورت مستقل مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی _ تحلیلی و با تمرکز بر آیات سورۀ بقره، وجوه اعرابی و ترجیحات مطرح شده در منابع معتبر نحوی و تفسیری را استخراج نموده و مرجّحات مورد استناد در این ترجیحات را در دو دستۀ متنی (مانند سیاق و بافت آیات، ساختار نحوی، شواهد لغوی و بلاغی) و غیرمتنی (مانند روایات تفسیری، شواهد شعری، اقوال نحویان و مفسران و زمینه‌های دینی) طبقه‌بندی و تحلیل کرده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که در میان ترجیحات گزارش شده در این منابع، مرجّحات متنی، به‌ویژه سیاق و بافت آیات، بیشترین بسامد استناد را دارند و پس از آن، مرجّحات نحوی و روایی نقش برجسته‌تری ایفا می‌کنند. نتایج این پژوهش ضمن روشن کردن الگوی غالب مرجّحات در ترجیح وجوه اعرابی، می‌تواند به تبیین دقیق‌تر روش‌شناسی ترجیح در مطالعات نحوی و تفسیری قرآن کریم یاری رساند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحول الهیاتی در فهم آیه &amp;laquo;وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا&amp;raquo;: از روایت تاریخی تا تفسیر وجودی</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_239000.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به تحلیل و معماری مسیر تطور مفهومی آیۀ ۲۴ سورۀ سجده در سنت تفسیری اسلامی می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه عبارت کلیدی &amp;amp;laquo;یَهْدُونَ بِأَمْرِنا&amp;amp;raquo; از یک فهم مبتنی بر امر تشریعی به یک تأویل مبتنی بر امر تکوینی در الهیات امامت شیعی تحول یافته است. این مقاله با اتخاذ روش تحلیل محتوای کیفی و خوانش هرمنوتیکی _ دیالکتیکی بر روی پیکره‌ای از منابع تفسیری و روایی، این سیر تحول را در دو مرحله تبیین می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد در خوانش تفسیری عام، آیه به رهبران صالح بنی‌اسرائیل اشاره دارد که بر اساس شریعت الهی به هدایت تشریعی (ارائۀ طریق) می‌پرداختند و صبر ویقین برای آنان، فضائل اخلاقی _ معرفتی برای احراز این مقام بود. در مقابل، نقطۀ عطف در خوانش شیعی، با استناد به اصل تطابق و روایات خاص، مصداق آیه را به ائمۀ اهل بیت(ع) تخصیص داده، با تمایزگذاری میان امر الله و امر الناس، ماهیت هدایت را دگرگون می‌کند. در این خوانش، امر الله به امر تکوینی و فرمان وجودی تفسیر می‌شود و هدایت نیز به مرتبۀ ایصال به مطلوب؛ یعنی ولایت باطنی و رساندن نفوس مستعد به کمال ارتقا می‌یابد. این پژوهش استنتاج می‌کند که در این نگاه، صبر و یقین به ظرفیت‌های وجودی برای دریافت این ولایت تکوینی بدل شده، امامت به مثابۀ یک مقام الهی و مبتنی بر جعل خاص خداوند، از هر نوع رهبری دیگر متمایز می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل رابطه‌ مفهومی و ساختاری تولّی، طهارت و تسلیم در روایت ابوخالد کابلی</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_240127.html</link>
      <description>روایت ابوخالد کابلی از امام محمد باقر(ع) به عنوان یکی از نصوص راهبردی در تبیین &amp;amp;laquo;نور الهی&amp;amp;raquo;، واجد مؤلفه‌هایی معرفتی دربارۀ‌ ارتباط سه‌گانۀ‌ &amp;amp;laquo;تولّی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;طهارت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تسلیم&amp;amp;raquo; است. این پژوهش با رویکردی توصیفی _ تحلیلی و برپایۀ‌ منابع کتابخانه‌ای، با تمرکز بر تحلیل ساختاری و معنایی عبارت پایانی این روایت، در پی کشف نسبت علّی و مفهومی میان این سه مؤلفۀ بنیادین در منظومۀ‌ ایمان شیعی است. پرسش اصلی مقاله آن است که ارتباط منطقی و ترتیب وجودی میان طهارت قلب، تولّی به اهل‌بیت(ع) و تسلیم در برابر ایشان چگونه است؟ نتایج تحقیق حاکی از آن است که براساس قرائن سیاقی و شواهد روایی _ قرآنی، واژۀ‌ &amp;amp;laquo;حتّی&amp;amp;raquo; از میان معانی متعدد، در روایت مزبور به مفهوم &amp;amp;laquo;غایت&amp;amp;raquo; نزدیک‌تر است. بدین ترتیب، محبت و تولّی نسبت به اهل‌بیت(ع) شرط حصول طهارت قلبی تلقی شده و طهارت قلبی نیز مقدمه‌ای برای تحقق مقام تسلیم و سلم در برابر ائمه(ع) است. براساس آیات و احادیث مرتبط، حبّ اهل‌بیت(ع) شرط قرب الهی و منشأ تطهیر روح مؤمن دانسته شده است، به گونه&amp;amp;shy;ای که طهارت حاصل‌شده از آن، بستر پذیرش حقیقی ولایت و تسلیم کامل در برابر اولیای الهی را فراهم می‌کند. این پژوهش با استناد به منابع روایی و تفسیری کوشیده است ارتباط میان مفاهیم مزبور را در منظومۀ‌ اعتقادی شیعه تحلیل و بازخوانی نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی اصول و راهکارهای قرآن در اجتناب از قومیّت گرائی</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_239002.html</link>
      <description>از چالش&amp;amp;lrm;های زیست اخلاقی در اجتماعات بشری در سطوح خرد و کلان، تقدم قومیت بر حقانیت است. قرآن کریم با رویکردی توحیدی، هرگونه گرایش به قوم‌گرایی افراطی، تبعیض و نژادگرایی را نفی کرده، هویت اخلاقی و تقوایی را معیار ارزش‌گذاری معرفی می‌کند. این پژوهش با روش توصیفی _ تحلیلی و تفسیری به واکاوی منظومۀ اخلاقی قرآن در مواجهه با قومیت‌گرایی پرداخته و به منظور پرهیز از بازگشت‌های مفهومی با تفکیک دقیق میان &amp;amp;laquo;اصول اخلاقی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;راهبردهای اجراییِ&amp;amp;raquo; داده‌ها، به صورت&amp;amp;lrm;بندی جدیدی از هنجارهای بنیادین و راهبردهای اجتنابی در موضوع قومیت‌گرایی دست یافته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که قرآن در بُعد نجات‌شناختی، تقدم سعادت فردی بر قومیت، در بُعد انسان‌شناختی، اصالت کرامت انسانی در برابر نژادگرایی، در بُعد معرفت‌شناختی، قومیت به عنوان تجلیگاه صفات الهی و در بُعد جامعه‌شناختی، لازمۀ شناخت متقابل و ابزاری برای هم‌افزایی اجتماعی را مهم&amp;amp;lrm;ترین اصول و راهکارهای اجرایی مقابله با قومیت‌گرایی مذموم بیان داشته است. قرآن با تثبیت اصول هنجاریِ فراتبعیض و با ارائۀ راهبردهای عملیِ اصلاح نگرش، تربیت ارزشی و مهندسی هویت جمعی، الگوی جامعی برای مواجهه با قومیت‌گرایی فراهم می‌آورد. تمایز سطح اصول و راهبردها از آشفتگی استدلالی پیشگیری می‌کند و پژوهش‌های بعدی می‌توانند بر سنجش‌پذیری راهبردها در میدان سیاست‌گذاری فرهنگی تمرکز کنند .همچنین این دستاوردها، ظرفیت‌های وسیعی را برای بازخوانی مفاهیم حقوق بشر، همزیستی و عدالت اجتماعی در جهان معاصر فراهم می‌آورند. با توجه به چالش‌های هویتی امروز، بازگشت به این مبانی قرآنی می‌تواند مبنای نظری مناسبی برای گفتمان‌های بینافرهنگی و کاهش تنش‌های قومی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی آیۀ &amp;laquo;ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ&amp;raquo; بر اساس نظریۀ سعد عبدالمطلب العدل</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_236859.html</link>
      <description>دیر زمانی‌ست که آیات متشابه و از جمله حروف مقطعه، محل مناقشۀ آراء مفسران بوده&amp;amp;shy; است. نداشتن مدلولی صریح و روشن، مهمترین خاستگاه این نزاع بوده است. پر واضح است که نداشتن مدلول روشن، با روشنگری متن قرآن در تعارض است و اساسا این پرسش رخ می‌نماید که جایگاه وکارکرد این آیات در قرآن چگونه است؟ ازاین‌رو مقالۀ حاضر در پی تبیین و حل این تعارض است و به واکاوی معنادار بودن یا نبودن آیۀ یاد شده و پیوند آن با معنای کلی سوره از خلال آراء و نظریات پژوهشگر مصری، &amp;amp;laquo;سعد عبدالمطلب العدل&amp;amp;raquo; می پردازد. پس از مرور و تحلیل انتقادی دیدگاه &amp;amp;shy;ها، با توجه به آخرین یافته&amp;amp;shy; های زبان شناسی در این حوزه، نتیجۀ این پژوهش آن است که اولا این حروف مقطعه خاستگاه عربی ندارند و ثانیا در زبان دیگری، معنادارند و این معنادار بودن با کلیت سوره از حیث انسجام معنایی، سازگارتر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل معنایی واژه &amp;laquo;میزان&amp;raquo; در آیه شریفه &amp;laquo;ٱللَّهُ ٱلَّذِی أَنزَلَ ٱلکِتَبَ بالحَقِّ وَٱلمِیزَانَ&amp;raquo;</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_238993.html</link>
      <description>واژة &amp;amp;laquo;میزان&amp;amp;raquo; و مشتقات آن یکی از مفاهیم خاص قرآن کریم است که در آیه ۱۷ سوره شوری نیز با عبارت &amp;amp;laquo;اللَّهُ الَّذِی أَنزَلَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِیزَانَ&amp;amp;raquo; به کار رفته است. این واژه با وجود معنای لغوی روشن به عنوان ابزار سنجش، در بافت قرآنی از عمق و گستردگی مفهومی برخوردار است و تفاسیر متنوعی را به خود اختصاص داده است. روش تحقیق این مطالعه، تحلیلی ـ تطبیقی است که با استناد به منابع تفسیری معتبر و با تمرکز بر آیه ۱۷ سوره شوری انجام شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که &amp;amp;laquo;میزان&amp;amp;raquo; در پنج چهارچوب تفسیری اصلی قابل تحلیل است: ۱) ترازوی مادی به عنوان ابزار سنجش فیزیکی؛ ۲) نماد عدالت الهی در روابط انسانی و اجتماعی؛ ۳) شریعت الهی به عنوان مجموعه قوانین حاکم بر اعمال و رفتار؛ ۴) پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (علیهم السلام) به عنوان مصادیق عینی عدالت؛ و ۵) قرآن کریم به عنوان معیار سنجش حق و باطل. در میان این دیدگاه‌ها، تفسیر شیعی بر تجلی میزان در شخصیت معصومین (علیهم السلام) تأکید دارد، در حالی که تفاسیر اهل سنت بیشتر بر جنبه‌های عمومی شریعت و عدالت اجتماعی تمرکز کرده‌اند. این پژوهش با ارائه تحلیلی جامع از مفهوم &amp;amp;laquo;میزان&amp;amp;raquo;، نشان می‌دهد که این واژه نه تنها به عدالت فردی و اجتماعی اشاره دارد، بلکه به عنوان محوری برای هدایت و سنجش اعمال در نظام فکری قرآن عمل می‌کند. تحلیل نهایی پژوهش نشان می‌دهد که رویکردهای تفسیری مختلف را می‌توان در چهارچوب رابطه &amp;amp;laquo;مفهوم کلی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مصداق عینی&amp;amp;raquo; تحلیل کرد، به گونه‌ای که تفسیر &amp;amp;laquo;میزان&amp;amp;raquo; به عنوان مصداق اتم (معصومین)، تکمیل‌کننده و عینیت‌بخش مفهوم &amp;amp;laquo;عدالت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;شریعت&amp;amp;raquo; به عنوان مفهوم مورد تأکید در تفاسیر دیگر است. نتایج این تحقیق می‌تواند به درک عمیق‌تر مفاهیم قرآنی و تقریب دیدگاه‌های مذاهب اسلامی کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مباهله، آیین ترک مجادله&amp;rlm;</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_238994.html</link>
      <description>بنا بر مشهور گروهی از نصارای نَجران از جنوب عربستان در سال نهم یا دهم هجری وارد مدینه شدند، ولی قراین نشان می&amp;amp;rlm; دهد ورود آنها پیش از سال ششم بوده است. آنان نظر رسول خدا را دربارۀ عیسی(ع) جویا شدند، امّا پس از شنیدن سخن خدا مبنی بر همانندی خلقت عیسی(ع) با آفرینش آدم ابوالبشر، بر عقیدۀ نادرست خود که عیسی(ع) خدا یا پسر خداست اصرار ورزیدند و به مجادله ای درازدامن با پیامبر اکرم روی آوردند، خداوند برای پایان دادن به محاجّۀ آنان، مباهله را به پیامبر تعلیم داد که در واحد موضوعی ششم سورۀ آل عمران آیات 55 تا 63 گزارش شده است. مهم&amp;amp;rlm;ترین پیام آیۀ مباهله افزون بر تبیین جایگاه اهل بیت(ع)، که پژوهش حاضر به روش توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی به آن دست یافته، از این قرار است که مباهله راه&amp;amp;rlm; حلّی حکیمانه برای ترک مجادلات و مباحثی است که یکی از دو طرف به حقانیّت بینش و منش خود ایمان و علم دارد، ولی طرف مقابل برغم عرضه&amp;amp;rlm; شدن علم و روشن شدن حقیقت برای او، بر عقیدۀ مشهور ولی نادرست خود اصرار می&amp;amp;rlm; ورزد و در پی فرصت&amp;amp;rlm; سوزی و اشکال&amp;amp;rlm; تراشیِ بدون مبنا از نظریّۀ مقابل و بهانه&amp;amp;rlm; جویی برای نپذیرفتن حقیقت است. از همین رو، بلافاصله در آغاز واحد موضوعی هفتم سورۀ آل&amp;amp;rlm; عمران (آیات 64 تا 71)، خداوند از همۀ پیروان ادیان الهی می&amp;amp;rlm; خواهد که صحنۀ مجادلات بی&amp;amp;rlm; حاصل که منجر به فساد و برتری&amp;amp;rlm; جویی های واهی و مستکبرانه می شود را به فضای همیاری و همگرایی بر مبنای مشترکات برای به&amp;amp;rlm;زیستن و بندگی درست خدا، و حلّ و فصل مشکلات جهانی و منطقه ای تغییر دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی شیوة بهره‌گیری صائب تبریزی از آموزه‌های قرآن و حدیث در پردازش موتیف &amp;laquo;دنیا&amp;raquo; در غزلیات</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_243657.html</link>
      <description>صائب تبریزی، از غزل‌سرایان شاخص سبک هندی در قرن یازدهم هجری، شاعری دین‌مدار است که در کنار نوگرایی زبانی و تصویری، تأثیرپذیری عمیقی از تعالیم قرآن و روایات اسلامی داشته است. پژوهش حاضر با تمرکز بر موتیف &amp;amp;laquo;دنیا&amp;amp;raquo; در غزلیات او، به این پرسش می‌پردازد که موتیف &amp;amp;laquo;دنیا&amp;amp;raquo; در غزلیات صائب بر اساس کدام آموزه‌های دینی و در قالب چه تصاویری نمود یافته است؟ این بررسی با روش توصیفی ـ تحلیلی و در چارچوب تحلیل محتوا انجام‌شده است. دستاورد پژوهش نشان‌می‌دهد که موتیف &amp;amp;laquo;دنیا&amp;amp;raquo; در شعر صائب بر اساس سه نگرش عمدة قرآنی و روایی بازنمایی شده است: نگرش منفی (با فراوانی بالا) که دنیا را فریبنده و ناپایدار می‌داند؛ نگرش بینابین که دنیا را گذرگاه عبرت، ساحت آزمون و محلی برای تعالی معنوی می‌داند و نگرش مثبت که دنیا را فرصتی برای بندگی آگاهانه و توشه‌اندوزی برای آخرت تلقی می‌کند. درمجموع می‌توان به این نکته اذعان کرد که صائب با تلفیق عناصر بلاغی سبک هندی و جهان‌بینی دینی، موتیف دنیا را در غزلیات خود هم‌راستا با آموزه‌های قرآنی و روایی بازنمایی کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین الگوی واژه حیات در قرآن جهت استنباط اصول آموزشی و تربیتی برای معلمی</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_243658.html</link>
      <description>نگاه به کلیدواژه‌های قرآنی از منظر تربیتی، رویکردی است که می‌تواند باب فهم و استنباط مبانی و اصول تعلیم و تربیت را فراهم نماید. کلیدواژه حیات از جمله واژگان پرتکرار قرآنی است که تبیین الگوی کاربرد آن در قرآن و فهم تعابیر مرتبط با آیاتی که این کلیدواژه در آن‌ها به‌کاربرده شده است، می‌تواند راهگشای برخی اصول آموزشی و تربیتی برای حرفه معلمی باشد. در همین راستا، پژوهش حاضر قصد دارد در راستای استنباط اصول فوق، به واژه حیات در قرآن، نظری تربیتی بیاندازد. برای دست‌یابی به این منظور و به دلیل چندوجهی بودن مقاله حاضر، روش پژوهش ترکیبی از مراحل پدیدارشناسی توصیفی در مرحله رجوع به آیات قرآن، تحلیل و کدگزاری داده‌ها به شیوه استراتژی داده بنیاد با نرم‌افزار MAXQDA در سه بخش کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی و تحلیل محتوای کیفی به شیوه استقرایی در بخش دلالت‌های تربیتی برای معلمی است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که الگوی نظری واژه حیات در قالب پنج دسته مراحل حیات، مراتب حیات، راه شناخت حیات، عوامل حیات‌بخش، ویژگی‌های حیات و ثمرات دقت در حیات قابل‌تقسیم هستند که هر دسته به زیرمجموعه‌های جزئی‌تر تقسیم می‌شود. همچنین پنج اصل آموزشی و تربیتی از این الگوی نظری و مفهومی برای معلمی قابل استخراج است که شامل موارد زیر می‌باشد: لزوم توجه به پرسش ذهنی، پاسخ به پرسش ذهنی از طریق الگوی عینی، شناخت و معرفت از طریق متضادها، توجه دهی به مراتب حیات و نیت مندی و هدفمندی حیات.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی تطبیقی &amp;laquo;سبع سماوات&amp;raquo; در پرتو آرای تفسیری و اکتشافات نوین لایه‌های جو زمین: مورد مطالعه آیات ۲۹ بقره، ۱۲ فصلت و ۱۲ طلاق</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_243659.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بازخوانی مفهوم قرآنی &amp;amp;laquo;سبع سماوات&amp;amp;raquo;، که همواره چالش‌هایی را در تطبیق با یافته‌های علمی نوین داشته، شکل گرفته است. ضرورت کار از گوناگونی تفاسیر در مورد آیات ۲۹ بقره، ۱۲ فصلت و ۱۲ طلاق ناشی می‌شود، که نیازمند رویکردی منسجم است تا از انطباق‌های شتاب‌زده یا تقابل بی‌مورد با علم جلوگیری کند. این مطالعه با روش تحلیلی-تطبیقی، به بررسی واژه‌شناختی و کارکردی &amp;amp;laquo;سماء&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;سبع&amp;amp;raquo; در قرآن و ادبیات تفسیری می‌پردازد، سپس به تحلیل تطبیقی با اکتشافات نوین در خصوص لایه‌های جو زمین روی می‌آورد. یافته‌های اصلی نشان می‌دهد که &amp;amp;laquo;سبع سماوات&amp;amp;raquo; می‌تواند با هفت لایه حیاتی جو زمین (تروپوسفر تا مگنتوسفر) منطبق باشد. این انطباق، نه تنها بر تعداد لایه‌ها، بلکه بر کارکردها و وظایف حفاظتی آنها (مفهوم "سقفاً مَّحْفُوظًا") نیز دلالت دارد. پژوهش با تأکید بر معنای &amp;amp;laquo;سبع&amp;amp;raquo; به عنوان کثرت و تمامیت، تفسیری انعطاف‌پذیر و پایدار را در برابر پیشرفت‌های علمی آینده ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی شیوه نقد و تحلیل گزارش های تاریخی علامه مجلسی با تأکید بر کتاب بحارالأنوار</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_243660.html</link>
      <description>علامه محمدباقر مجلسی در موسوعه بحار الأنوار، حجم عظیمی از گزارش‌های تاریخی را گرد آورده است. با توجه به آنکه هدف اصلی او به عنوان یک &amp;amp;laquo;محدث&amp;amp;raquo;، تدوین دائرةالمعارفی حدیثی برای اثبات حقانیت اهل بیت(ع) بوده، این پرسش بنیادین مطرح می‌شود که او در مقام عمل با چه شیوه‌هایی به نقد و تحلیل این اخبار پرداخته است. چالش اصلی، فراتر رفتن از انگاره تک‌بعدی غلبه نگاه کلامی و شناسایی دقیق ابزارهای نقد تاریخی اوست. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و بر اساس چارچوب نظری &amp;amp;laquo;نقد درونی و بیرونی&amp;amp;raquo;، به دسته‌بندی و واکاوی روشمند شیوه‌های نقد علامه مجلسی می‌پردازد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که مجلسی از مجموعه روش‌های متنوعی بهره برده است. در حوزه نقد بیرونی، او با رویکردی منبع‌شناختی به شناسایی اقتباس‌ها و مقایسه متون می‌پردازد. در عرصه نقد درونی، از یک سو با ابزارهای عقلانی و لغوی به رد اخبار مخالف قرآن و تصحیح تصحیفات متنی روی آورده و از سوی دیگر، با بهره‌گیری از قرائن تاریخی-زمانی به حل تعارضات می‌پردازد. با این حال، این ابزارها در مواجهه با اصول اعتقادی، تحت تأثیر پیش‌فرض‌های کلامی او قرار می‌گیرند. مجلسی برای دفاع از کرامات و امور خارق‌العاده به &amp;amp;laquo;امکان عقلی&amp;amp;raquo; و وثاقت منبع استناد کرده و برای حفظ اصل &amp;amp;laquo;عصمت&amp;amp;raquo; و حل تعارضات ظاهری در کلام و رفتار امامان(ع)، از مفهوم &amp;amp;laquo;تقیه&amp;amp;raquo; به عنوان یک ابزار کارآمد تأویلی بهره می‌گیرد. در نهایت، این پژوهش نتیجه می‌گیرد که روش‌شناسی مجلسی، ترکیبی نظام‌مند از دقت یک محدث، منطق یک متکلم و شمّ یک مورخ است که همگی در خدمت هدف غایی او</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاوشی نوین در پویایی بافت و تحول معنایی واژگان قرآن: کلید فهم عمیق‌تر متون دینی</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_243661.html</link>
      <description>علی‌رغم اهمیت مسلّم &amp;amp;laquo;بافت&amp;amp;raquo; در معناکاوی قرآن، پژوهش‌های پیشین عمدتاً توصیفی بوده و فاقد یک مدل تحلیلی-کاربردی منسجم هستند. هدف این پژوهش، پاسخ به این خلأ نظری از طریق طراحی و اعتبارسنجی &amp;amp;laquo;الگوی سیزده‌کارکردی بافت&amp;amp;raquo; برای تحلیل &amp;amp;laquo;پویایی‌شناسی معنایی&amp;amp;raquo; در قرآن کریم است. این پژوهش با روشی تحلیلی-تبیینی و با تلفیق مبانی علوم قرآنی و زبان‌شناسی نوین (معناشناسی و کاربردشناسی)، به مدل‌سازی نقش بافت می‌پردازد. نوآوری اصلی این الگو، ارائه طبقه‌بندی جامعی است که سیزده کارکرد دقیق بافت را در چهار سطح معنایی، نحوی، کاربردشناختی و گفتمانی صورتبندی کرده و &amp;amp;laquo;بافت&amp;amp;raquo; را از یک قرینه کمکی به یک ابزار تحلیلی نظام‌مند ارتقا می‌دهد. این مدل علاوه‌بر کارکردهای شناخته‌شده، ابعاد نوینی همچون تعیین &amp;amp;laquo;کنش گفتاری&amp;amp;raquo; و نقش آن در &amp;amp;laquo;شکل‌دهی شبکه معنایی&amp;amp;raquo; متن را تبیین می‌کند که با این انسجام، در پژوهش‌های پیشین سابقه نداشته است. این الگو چارچوبی کاربردی برای مفسران و مترجمان ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی کارکردهای تربیتی "تسبیح الهی" با رویکرد به آیات و روایات</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_244270.html</link>
      <description>تسبیح، به‌عنوان یکی از اذکار محوری در اسلام، نقش بی‌بدیلی در ارتقای معنوی و روحی انسان ایفا می‌کند. آیات و احادیثى که در باره فضیلت تسبیح&amp;amp;rlm; و اوقات&amp;amp;rlm; و ویژگى&amp;amp;rlm;هاى آن آمده&amp;amp;rlm;اند، خصوصا این ویژگى که تسبیح، جوهر و روح نماز، و خود، نمازِ همه موجودات است، حکایت از اهمّیت و نقش ویژه&amp;amp;rlm;اى دارند که این ذکر در نظام هستى و سازندگىِ انسان و نزدیک کردن او به آفریدگار جهان دارد، آثار و برکات این ذکر، به قدرى است که احادیث اسلامى براى تبیین اهمّیت و ارزش برخی امور، پاداش آنها را به ثواب تسبیح، تشبیه کرده&amp;amp;rlm;اند. تحقیق پیش رو به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفت و به شیوه‌ی اسنادی کتابخانه‌ای اطلاعات مورد نیاز جمع آوری گردید. یافته‌ها نشان می‌دهند که تسبیح، از طریق تنزیه خداوند متعال از نقص و عیب، به تقویت صبر، آرامش درونی و پذیرش قضای الهی منجر می‌شود. همچنین، مداومت بر تسبیح، قلب را از غفلت می‌رهاند و انسان را به سوی نور معرفت هدایت می‌کند. نتایج حاکی از آن است که تسبیح نه‌تنها در تحمل ناملایمات توان‌افزایی می‌کند، بلکه با تلقین به قلب، خشوع در نماز را تقویت کرده و زمینه‌ساز معرفت شهودی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تفسیر جریانی قرآن با ابتنا بر امّ الکتاب؛ چیستی و چرایی</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_244271.html</link>
      <description>این مقاله با مسئله فقدان رویکردی جریان‌محور و هدایتی در تفاسیر رایج قرآن، به تبیین &amp;amp;laquo;تفسیر جریانی&amp;amp;raquo; بر پایۀ امّ‌الکتاب می‌پردازد. پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و رویکرد درون‌قرآنی، نشان می‌دهد که آیه هفتم سوره حمد با طیف‌بندی سه‌گانۀ &amp;amp;laquo;منعمین، مغضوبین و ضالین&amp;amp;raquo; نسبت به &amp;amp;laquo;صراط مستقیم&amp;amp;raquo;، چارچوبی کلان برای جریان‌شناسی انسانی ـ اعتقادی در قرآن فراهم می‌آورد. یافته‌ها حاکی از آن است که منعمین نمایندۀ جریان هدایت مبتنی بر توحید و آموزۀ &amp;amp;laquo;کن فیکون&amp;amp;raquo; هستند، در حالی که مغضوبین (کافران اهل کتاب) و ضالین (مشرکان) دو صورت متمایز اما هم‌ریشه از جریان عام ضلالت‌اند که بر محور نظریۀ &amp;amp;laquo;ولادت الهی&amp;amp;raquo; و انحراف اعتقادی شکل گرفته‌اند. تفسیر جریانی، با اتخاذ &amp;amp;laquo;جریان&amp;amp;raquo; به‌عنوان واحد تحلیل، افزون بر تمایز از تفاسیر موضوعی و ساختاری، ظرفیت بالایی در شناسایی پشتوانه‌های فکری جریان‌ها و تعمیق معناشناسی واژگان قرآنی همچون نام &amp;amp;laquo;الرَّحمن&amp;amp;raquo; دارد و افق تازه‌ای در فهم نظام‌مند و هدایتی قرآن کریم می‌گشاید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیرنگ موازی در سورۀ توبه (40) و دوم پادشاهان (6: 15ـ16): رهیافتی به هویت تاریخی اَلیَسَع نبی</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_244272.html</link>
      <description>در قرآن نام الیَسَع تنها دو مرتبه در زمرۀ انبیاء آمده &amp;amp;laquo;وَ إِسْماعیلَ وَ الْیَسَعَ وَ یُونُسَ وَ لُوطاً وَ کلاًّ فَضَّلْنا عَلَى الْعالَمین&amp;amp;raquo; (انعام: 86؛ ص: 48)، و هیچ اشاره‌ای به سوانح ایشان نشده است. در تفاسیر، اولین اختلاف در تبیین ساختمان این کلمه و معنای آن است، هرچند غیر عربی بودن اصل واژه برای بسیاری روشن بوده، اما تلاش‌هایی در تطبیق آن با قواعد زبان عربی نیز دیده می‌شود. اما اختلاف بزرگ‌تر، تطبیق وی با یکی از انبیاء عهد عتیق بوده و آراء مطرح بالغ بر هفت نظریه است.اوری روبین در ترجمۀ عبری قرآن، در ذیل آیۀ دیگری، یعنی توبه: 40، به عناصر مشترک داستانی در این آیه و ماجرایی در کتاب دوم پادشاهان (6: 15ـ16)، در مورد اِلیشَع نبی اشاره می‌کند. این مقاله، با بسط این موضوع از یک سو بر هویت تاریخی الیسع نبی پرتو می‌کند، و از سوی دیگر از میان آراء هفت‌گانه مفسران، دیدگاه هفتم، یعنی تطبیق اَلیَسع نبی با اِلیشَع عهد عتیق را تقویت می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی فهم واژگان قرآن‌کریم در نسبت با فرهنگ عصر نزول: طراحی الگویی مؤلفه‌محور</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_244273.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی نقش زبان و فرهنگ عصر نزول در فهم واژگان قرآن‌کریم می‌پردازد و نشان می‌دهد که همین عامل موجب شکل‌گیری رویکردهای متنوع تفسیری شده است. برخی رویکردها بر کفایت دانش زبانی و ادبی در تبیین مفردات تأکید دارند، در حالی‌که گروهی دیگر ضرورت توجه به بسترهای فرهنگی و اجتماعی واژگان را برجسته می‌سازند. در این چارچوب، الگویی توصیفی‌ـ‌تحلیلی برای فهم واژگان فرهنگی قرآن ارائه شده که بر پنج مؤلفه استوار است: فرهنگی بودن واژه، کفایت قرائن درونی، سنجش قرآنی بودن، میزان نیاز به مطالعات زبان‌شناختی، و نقش واژه در انتقال پیام. این مؤلفه‌ها در قالب یک درخت تصمیم و پنج قاعده تفسیری سامان یافته و سه سطح فهم واژگان را مشخص می‌سازد: نخست، فهم وابسته که معنا و کارکرد واژه به شدت متکی بر فرهنگ و بافت اجتماعی عصر نزول است؛ دوم، فهم نیمه‌وابسته که بخشی از معنا با قرائن درونی قرآن روشن می‌شود اما برای لایه‌های عمیق‌تر نیازمند توجه به زمینه‌های فرهنگی است؛ و سوم، فهم مستقل که درک واژه در سطح زبان و ادبیات عرب کفایت دارد و نیازی جدی به ارجاع به فرهنگ زمانه ندارد. این تقسیم‌بندی سه‌سطحی راهی نظام‌مند برای فهم دقیق‌تر زبان قرآن و نسبت آن با فرهنگ عصر نزول فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی نظر مفسران و مترجمان درباره‌ی مرجع ضمایر آیه ۱۱۰ سوره یوسف</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_244275.html</link>
      <description>اختلاف مفسران و مترجمان قرآن کریم در تعیین مرجع ضمایر آیه ۱۱۰ سوره یوسف، این آیه را به یکی از مباحث چالش‌برانگیز در حوزه‌های تفسیر و کلام اسلامی تبدیل کرده است. دیدگاه‌های گوناگونی درباره‌ی مدلول و معنای این آیه ارائه شده، و توالی ضمایر در ساختار آیه از منظر معناشناختی موجب توهم نسبت &amp;amp;laquo;کذب&amp;amp;raquo; به پیامبران شده است؛ مسئله‌ای که مفسران کوشیده‌اند با تحلیل‌های تفسیری و کلامی به تبیین و رفع آن بپردازند. این پژوهش با رویکرد توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و با بهره‌گیری از روش کتابخانه‌ای، به بررسی و مقایسه‌ی دیدگاه‌های مختلف در زمینه‌ی تعیین مرجع ضمایر آیه ۱۱۰ سوره یوسف می‌پردازد. هدف اصلی آن، شناسایی خاستگاه اختلاف‌نظرها و بررسی میزان تأثیرپذیری مفسران و مترجمان در پرتو پیش‌فرض‌های تفسیری و کلامی است. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که اختلاف در تعیین مرجع ضمایر آیه بیش از آن‌که صرفاً برخاسته از مبانی نحوی یا لغوی باشد، ریشه در پیش‌فرض‌های کلامی و تفسیری مفسران دارد. مفسرانی که بر حفظ عصمت پیامبران تأکید داشته‌اند، ضمایر را به مردم یا کافران بازگردانده‌اند، در حالی‌که گروهی دیگر با رویکرد عقل‌گرایانه یا تاریخی به پیامبران بازگردانده و بیانگر تجربه‌ی انسانی و روانی ایشان دانسته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعاملات زرارة بن اعین با صادقَین (ع): ارزیابی دیدگاه عبدالعزیز ساشادینا</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_244281.html</link>
      <description>زرارة بن اعین (150ق) از برترین فقیهان اصحاب ابوجعفر باقر (ع) و ابوعبدالله صادق (ع) بود. او جایگاه بسیار مهمی در امامیه داشت و صدرِ طبقۀ اول اصحاب اجماع دانسته می‌شد. با این حال، گزارش‌های متعددی در باب نزاع‌های زراره با ابوعبدالله (ع) در آثاری چون رجال کشی نقل شده است. عبدالعزیز ساشادینا در مقاله‌اش دربارۀ رجال کشی، بر آن است که زراره مرجعیت و اقتداری یافته بود که منتهی به محدودشدن اقتدار ابوعبدالله (ع) می‌شد و به همین دلیل ابوعبدالله (ع) با او مقابله کرد. در مقابل به نظر می‌رسد که باور زراره به امامت ابوعبدالله (ع) همانند باورش به امامت ابوجعفر (ع) بوده و هر دو را مرجع دینی خویش می‌دانسته است. با این حال، او هم دربرابر ابوجعفر (ع) و هم دربرابر ابوعبدالله (ع) شخصیتی پرسشگر داشته و لزوماً با مواضع کلامی ایشان همراه نمی‌شده است. احتمالاً به همین دلیل و نیز به دلیل محافظت از زراره دربرابر حکومت بوده که ابوعبدالله (ع) از زراره بدگویی می‌کرده است. با این همه، زراره تا پایان عمرش به امامت ابوعبدالله (ع) باورمند بوده و اصل مرجعیت دینی ایشان را زیر سؤال نمی‌برده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مشروعیت، قدرت و مقاومت در داستان طالوت بر پایۀ نظریۀ گفتمان فوکو</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_245078.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بازخوانی داستان طالوت در آیات ۲۴۶&amp;amp;ndash;۲۵۱ سورۀ بقره و تحلیل مناسبات قدرت، مشروعیت و مقاومت در متن قرآنی انجام شده است. چارچوب نظری تحقیق مبتنی بر نظریۀ گفتمان قدرت میشل فوکو است که قدرت را شبکه‌ای از روابط پراکنده، وابسته به دانش و پیوندخورده با مقاومت می‌داند. پژوهش حاضر با استفاده از تحلیل گفتمان فوکویی (Foucauldian Discourse Analysis) نشان می‌دهد که مشروعیت طالوت نه بر اساس نسب و ثروت، بلکه از طریق دانش، توان جسمانی و نشانه‌های الهی شکل می‌گیرد. آزمون رودخانه و سازمان‌دهی سپاه اندک، نمونه‌هایی از تکنیک‌های انضباطی هستند که توان مقاومت و وفاداری را در میان پیروان مؤمن تقویت می‌کنند. همچنین، مقاومت بنی‌اسرائیل و پایداری اقلیت مؤمن، نشان‌دهندۀ پیوند جدایی‌ناپذیر قدرت و مقاومت است. یافته‌ها بیانگر آن است که گفتمان مشروعیت و پیروزی در قرآن محصول روابط پیچیده‌ای از قدرت، دانش، انضباط و مقاومت است. این تحقیق نشان می‌دهد که نظریه‌های معاصر قدرت، ظرفیت بالایی برای تحلیل و فهم متون دینی دارند و امکان بازخوانی نوین و چندوجهی روایت‌های قرآنی را فراهم می‌آورند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>&amp;laquo;سکوت به مثابه استراتژی ارتباطی: تحلیل گفتمان نامه ۳۱ نهج‌البلاغه از منظر معنایی و رفتاری&amp;raquo;</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_245079.html</link>
      <description>سکوت در متون دینی، عنصری معنادار در فرآیند تولید معنا و هدایت گفتمانی مخاطب محسوب می‌شود.در این پژوهش، سکوت در چارچوب زبان‌شناسی و مطالعات معاصر، نه به‌عنوان فقدان معنا، بلکه به‌مثابه سازوکاری فعال در تولید معنا، اعمال قدرت گفتمانی و سامان‌دهی میدان تربیتی تحلیل می‌شود. با اتخاذ رویکرد &amp;amp;laquo;گفتمان سکوت&amp;amp;raquo; و بهره‌گیری از تحلیل گفتمان انتقادی، تحلیل بلاغی و تفسیر جزئی‌نگر متن، سکوت‌های معنا‌آفرین در نامه ۳۱ نهج‌البلاغه ـ وصیت امیرالمؤمنین علی(ع) به امام حسن(ع) ـ مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که سکوت‌های زبانی، روایی، ایدئولوژیک، بلاغی ـ نحوی و عاطفی از طریق حذف، ایجاز و تعلیق روایی، در شکل‌دهی به ساختار معنایی متن نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. این معماری سکوت موجب تبدیل توصیه‌های شخصی، عاطفی و سیاسی به حکمت‌هایی فرازمانی شده و با تعمیم‌پذیری آموزه‌ها، فعال‌سازی مشارکت تفسیری مخاطب و فشرده‌سازی تجربه زیسته، انتقال لایه‌های عمیق اخلاقی ـ معرفتی را امکان‌پذیر می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد مبنایی اطاعت از حاکم در سلفیه حاکمیتی؛ واکاوی تضادنمایی اطاعت مطلق و منازعه در پرتو آیه ۵۹ نساء</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_245080.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: آیه ۵۹ سوره نساء به عنوان کانونی‌ترین نص سیاسی قرآن، همواره محل نزاع میان قرائت‌های حاکمیت‌گرا و شریعت‌محور بوده است. هدف اصلی این پژوهش،واکاوی تضاد ظاهری میان فرمان مطلق به اطاعت از اولی‌الامر در صدر آیه و دستور به ارجاع منازعات به خدا و رسول (و حذف اولی‌الامر) در ذیل آیه است؛تضادی که مبنای &amp;amp;laquo;فقه الطاعة&amp;amp;raquo; ومشروعیت حاکم متغلب در سلفیه حاکمیتی را به چالش می‌کشد.روش و چارچوب نظری:این پژوهش با روش&amp;amp;laquo;توصیفی-تحلیلی&amp;amp;raquo;و رویکرد&amp;amp;laquo;انتقادی&amp;amp;raquo;،در چارچوب نظری &amp;amp;laquo;نقد درونی&amp;amp;raquo;سامان یافته است.در این مسیر،با بهره‌گیری از داده‌های تفسیری فریقین،انسجام منطقی و درونی خوانش سلفیه از نص قرآنی به بوته سنجش سپرده شده است. یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که تفسیر اولی‌الامر به حاکمان سیاسی غیرمعصوم دارای تناقض درونی است؛زیرا اگر اطاعت مطلق باشد،منازعه معنا ندارد و اگر منازعه روا باشد، اطاعت مطلق نیست.همچنین استدلال‌های کلامی(مانند استحاله اجتماع امر و نهی)و قرائن سیاقی (مانند عدم تکرار فعل اطاعت)، نظریه مشروعیت مبتنی بر اقتدار مادّی را ابطال می‌کنند.نتیجه‌گیری:پژوهش نتیجه می‌گیرد که ساختار آیه تنها با الگویی سازگار است که در آن &amp;amp;laquo;علم و عصمت&amp;amp;raquo; بر&amp;amp;laquo;قدرت مادی&amp;amp;raquo;مقدم باشد.این امر ضرورت عصمت ذاتی اولی‌الامر را اثبات کرده و با افشای تهافت درونی گفتمان سلفیه حاکمیتی، راه را بر هرگونه استبداد و اطاعت پادگانی دینی می‌بندد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>به چه معنا آیه &amp;laquo; و قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا&amp;raquo; امری مستمر و همیشگی است؟ تبیین مستمر بودن این آیه با فلسفه دروغ</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_245081.html</link>
      <description>هدف پژوهش تبیین استمرار معنای آیة و قُلْ جاءَ الحَقُّ وَزَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً بود.. برای این منظور، از پارادایم تفسیری، رویکرد کیفی قوم نگارانه: درک فرهنگ و تجربه و استراتژی اسنادی- کتابخانه‌ای، استفاده شد. میدان پژوهش، دانشجویان دانشگاه فرهنگیان کردستان در سال‌ تحصیلی 1403-1404 بود. یافته‌ها شامل سه مؤلفة بود: 1. &amp;amp;laquo;ماهیت دروغ&amp;amp;raquo; (113 مورد در قالب 11 مقوله) 2. &amp;amp;laquo;زمان آشکارشدن &amp;amp;laquo;دروغ&amp;amp;raquo; و (165 مورد در قالب 46 دسته‌بندی). 3. نحوه آشکارشدن دروغ 158(مورد در قالب 5 دسته‌بندی). برای نمونه. یافته‌ها نشان داد که دروغ به‌عنوان مصداقی از باطل، در نهایت در بازه‌های زمانی کوتاه‌مدت، میان‌مدت یا بلندمدت آشکار شده و هیچ‌گاه پایدار نمانده است. همچنین تنوع در شیوه‌های آشکارسازی از قبیل ارائه شواهد، اعتراف فرد، پیگیری، یا حتی به‌صورت اتفاقی، بیانگر آن است که حق و حقیقت -در معنای آنچه که هست و یا باید باشد - در هر شرایطی ظهور می‌یابد و باطل محکوم به زوال است. نتیجه پژوهش نشان داد که سنت الهی بیان‌شده در این آیه، حقیقتی مستمر، فرازمانی و جهان‌شمول است که نه‌تنها در عرصه‌های کلان اجتماعی و تاریخی بلکه در تجربه‌های فردی و روزمره نیز به‌روشنی قابل‌مشاهده است. این امر همواره در طول تاریخ روی داده و روی خواهد داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی مبانی کلامی و روش شناختی اختلافات مفسران فریقین در شخصیت و جایگاه معرفتی حضرت خضر(علیه السلام)</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_245082.html</link>
      <description>ملاقات حضرت موسی(ع) با بنده صالح (خضر) در سوره کهف، از مهم‌ترین محورهای اختلاف مفسران اسلامی است. این پژوهش با روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و رویکرد تطبیقی، دیدگاه مفسران برجسته شیعه و اهل تسنن را در سه محور هویت، حیات و معرفت بررسی می‌کند. در محور هویت، اهل تسنن خضر را با استناد به توجیه افعال سه‌گانه، نبی معصوم دانسته و مفسران شیعه با تکیه بر قرائن قرآنی و روایات اهل‌بیت(علیهم السلام) او را ولیِ صاحب علم لدنّی معرفی کرده‌اند. درباره حیات، باورهای صوفیانه در میان اهل تسنن به حیات جاوید خضر انجامیده، در حالی‌که شیعه با تأکید بر نقد سندی، بیشتر بر وفات وی نظر دارد. هر دو مکتب تأویل اعمال خضر را ضروری می‌دانند، اما تفاوت را در تبیین مقام نبوت و ولایت می‌جویند. نتیجه آنکه ریشه این اختلافات، تفاوت مبانی کلامی و روش‌شناسی فریقین در تعریف نبی و ولی و اعتبار منابع تفسیری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سکینه و طمأنینه قلب در قرآن: تحلیل محتوایی نقش آنها در ارتقای شادکامی در چارچوب توسعه انسانی</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_246343.html</link>
      <description>علی‌رغم توجه فزاینده پارادایم‌های نوین توسعه به بهزیستی غیرمادی، همچنان در عملیاتی‌سازی سازه‌های وحیانی برای درمان &amp;amp;laquo;اضطراب وجودی&amp;amp;raquo; خلأ معناداری وجود دارد. این پژوهش با هدف تبیین نقش &amp;amp;laquo;سکینه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;طمأنینه&amp;amp;raquo; در گذار از اضطراب به شکوفایی، به دنبال پاسخ به این مسئله است که چگونه این دو سازه، قابلیت‌های انسانی را ارتقا می‌دهند. این مطالعه با رویکرد کیفی و راهبرد &amp;amp;laquo;نظریه‌پردازی داده‌بنیاد&amp;amp;raquo;، به واکاوی منظومه معنایی آرامش در تفاسیر معتبر پرداخت. داده‌ها طی کدگذاری سه‌مرحله‌ای در قالب مدل پارادایمی تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که توسعه در منطق وحیانی، فرآیندی سه‌ساحتی است: در لایه هستی‌شناختی، &amp;amp;laquo;توحید افعالی&amp;amp;raquo; زیربنای امنیت است؛ در لایه پدیده محوری، &amp;amp;laquo;سکینه&amp;amp;raquo; به‌مثابه &amp;amp;laquo;سرمایه تاب‌آوری فعال&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;طمأنینه&amp;amp;raquo; در مقام &amp;amp;laquo;امنیت معرفتی&amp;amp;raquo; عمل می‌کنند؛ و در لایه پیامدی، این فرآیند به &amp;amp;laquo;زیست‌پذیری محیط&amp;amp;raquo; (سَکَن) و &amp;amp;laquo;استحکام کنشگری&amp;amp;raquo; (ربط قلب) می‌انجامد. نتیجه‌گیری نشان می‌دهد که تحقق &amp;amp;laquo;حیات طیبه&amp;amp;raquo; در گرو پیوند میان جهان‌بینی توحیدی و کنشگری اجتماعی است؛ لذا سیاست‌گذاری توسعه باید بر &amp;amp;laquo;توانمندسازی وجودی&amp;amp;raquo; و احیای سرمایه‌های معنوی متمرکز گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیر تطور تفسیر آیه انشقاق قمر در تفاسیر فریقین؛ از قطعیت نقلی تا رویکردهای معناگرا</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_246344.html</link>
      <description>چکیده مناقشه دیرین بر سر تفسیر آیة &amp;amp;laquo;انشقاق قمر&amp;amp;raquo; (قمر: ۱)، بازتاب‌دهندة تحولی ژرف در هرمنوتیک اسلامی از عصر نقل تا دوران مواجهه با مدرنیته است. پژوهش حاضر، با عدول از رویکردهای جدلیِ مرسوم، می‌کوشد با ابزار تحلیل گفتمان و روشی تطبیقی-تاریخی، تبارشناسی تطور فهم این آیه را در نسبت با چالش‌های معرفتی هر عصر ترسیم نماید. بررسی آراء مفسران نشان می‌دهد که چگونه گفتمان مبتنی بر &amp;amp;laquo;قطعیت نقلی&amp;amp;raquo; روایات صحابه در دوران متقدم ، در مواجهه با شبهاتی چون عدم تواتر و امتناع خرق و التیام افلاک (در چارچوب هیئت بطلمیوسی) در قرون میانه، به &amp;amp;laquo;دفاعیات عقلانی-کلامی&amp;amp;raquo; تحول یافت. عصر جدید نیز، متأثر از انقلاب علمی و رویکردهای نوین هرمنوتیکی، شاهد ظهور &amp;amp;laquo;خوانش‌های معناگرایانه&amp;amp;raquo; (با تأکید بر پیام انذاری/رستاخیزی) در کنار &amp;amp;laquo;گفتمان‌های انتقادی و تأویل‌گرا&amp;amp;raquo; بوده است. نوآوری این مقاله در تحلیل مکانیسم‌های این گذار گفتمانی است که نشان می‌دهد تاریخ تفسیر این آیه، نه صرفاً تاریخ اقوال، بلکه آینه‌ای فشرده از تاریخ تعامل پویای عقلانیت اسلامی با چالش‌های معرفتی درون‌زا و برون‌زا در گذر زمان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی نقادانه بر روایات عاشورایی ابن‌عساکر در &amp;laquo;تاریخ مدینة دمشق &amp;raquo;</title>
      <link>https://mishkat.islamic-rf.ir/article_246345.html</link>
      <description>چکیدهکتاب &amp;amp;laquo;تاریخ‌مدینةدمشق&amp;amp;raquo; ابن‌عساکر از مهم‌ترین آثار تاریخی حدیث‌محور سده ششم هجری‌است که گزارش‌های تاریخی را عمدتا درقالب مرویات و با التزام به شیوه‌های نقل حدیث ارائه می‌کند. این نوشتار بارویکردی تحلیلی‌ـ ‌انتقادی، به بازخوانی وارزیابی مرویات مربوط به امام‌حسین(ع)وواقعه عاشورا دراین اثر می‌پردازد ومی‌کوشد ساختار نقل، گزینش روایات، وجهت‌گیری‌های دلالی ابن‌عساکر را در گزارش این واقعه بررسی کند. یافته‌ها نشان می‌دهد ابن‌عساکر در ترجمه امام‌حسین(ع)مجموعه‌ای گسترده از روایات فضائل واخبار پیش‌گویی شهادت را با تکثّر اسناد نقل کرده،اما درمقابل، از گزارش تفصیلی مقتل،اهداف قیام و ابعاد سیاسی‌ـ‌اجتماعی عاشورا پرهیز کرده‌است. تمرکز بر روایات اخبار غیبی وحوادث خارق‌عادت پس از شهادت، درکنار حذف یا کمرنگ‌سازی گزارش‌های ناظر به‌مسئولیت مستقیم حاکمان اموی، موجب شکل‌گیری تصویری خاص از قیام عاشورا شده که در آن، عنصر اختیار وهدف‌مندی قیام تحت‌الشعاع تقدیرگرایی قرار می‌گیرد. مقاله با تحلیل سندی و دلالی این مرویات نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از روایات خارق عادت از حیث رجالی و حدیثی دچار ضعف‌است وگزینش آنها در تاریخ مدینة دمشق بیش از آنکه بازتاب جامع واقعۀ عاشورا باشد، متأثر از ملاحظات کلامی و فضای فکری‌ـ‌سیاسی شام در عصر ابن‌عساکر‌است. این پژوهش در نهایت بر ضرورت خوانش انتقادی مرویات تاریخی عاشورا و تفکیک &amp;amp;laquo;نقل حدیثی&amp;amp;raquo; از &amp;amp;laquo;بازنمایی جهت‌دار تاریخی&amp;amp;raquo; تأکید می‌کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
